مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 2699687433032150862
یادداشت

تلاش امارات برای اشغال یمن و باب‌المندب

حضور نیروهای متعدد با نگرش‌های متفاوت مانند هواداران علی عبدالله صالح، انصارالله یا حوثی‌ها، هواداران عبدربه منصور هادی شامل هواداران و مخالفان ریاض، ائتلاف به رهبری عربستان، انصار الشریعه یا القاعده یمن و... سبب پیچیدگی نبرد یمن شده است. در این میان امارات متحده عربی با بهره‌گیری از دو نیروی نظامی در یمن حضور پیدا کرده است. ساختار نظامی ارتش امارات مبتنی بر نیروی زمینی است و نیروهای هوایی و دریایی تنها حدود 10 درصد ارتش این کشور را تشکیل می‌دهند. این کشور دارای سه فرماندهی نظامی مجزا در ابوظبی، دبی و راس‌الخیمه است که پیچیدگی این سیستم نظامی کار را برای حضور نیروهای این کشور در ائتلاف عربستان مشکل می‌کند و هم‌اکنون نیز کاملا روشن نیست نیروهای تحت فرماندهی کدام حوزه به ائتلاف پیوسته‌اند، اما نکته مهم نیروی دوم امارات است، یعنی سربازان آفریقایی و کلمبیایی و بلک واتر. اخباری که در باب نیروهای غیربومی امارات در یمن می‌شنویم در واقع مربوط به این گروه هستند نه ارتش رسمی امارات و باید خاطر نشان کرد که اصولا ارتش امارات تمامش متشکل از نیروهای بومی است.

در حالی که بیشتر درگیری‌های موجود میان نیروهای ائتلاف به رهبری عربستان و نیروهای هوادار عبدالله صالح و حوثی‌ها در حوالی مرزهای یمن شمالی و جنوبی جریان دارد، نیروهای بلک واتر تحت فرمان امارات متحده عربی در استان‌های حضرموت و ابین که تقریبا صحنه درگیری انصار الشریعه و نیروهای هوادار منصور هادی است، فعالیت می‌کنند و نکته جالب عدم درگیری میان این گروه و انشعاب یمنی القاعده است. با توجه به دست به دست شدن بدون درگیری و مکرر بعضی مناطق میان انصار الشریعه و بلک واتر و درگیری هر دو گروه با نیروهای مخالف اشغال یمنی می‌توان به این نتیجه رسید که به واقع نیروهای بلک واتر نه درصدد بیرون راندن انصار الشریعه از این مناطق، بلکه درصدد استیلا بر این مناطق با همکاری القاعده هستند. در کنار این رخداد نیروی دریایی امارات نیز در تلاش برای استیلا بر استان تعز است.

اما هدف امارات از این آرایش نظامی چیست؟

یمن را باید از بعد ژئواستراتژیک به دو بخش خشکی و جزایر تقسیم کرد. جزایر زقر، حنیش و حنیش کوچک در دریای سرخ، جزایر غیرمسکونی جبل الطیر، کمران، پریم و مجمع الجزایر زبیر و جزایر سه‌قطری، سمحه، درسه و عبدالکوری که در این میان دو جزیره سه‌قطری و پریم دارای بیشترین اهمیت هستند. سه‌قطری در حدود 250 کیلومتری شمال شرق سومالی و 350 کیلومتری جنوب شرق یمن و در دهانه ورودی خلیج عدن قرار دارد. جزیره آتشفشانی پریم که جزوی از شهرستان ذباب در استان تعز محسوب می‌شود، دقیقا در ورودی باب‌المندب است به نوعی که دهانه آن را به دو قسمت تقسیم می‌کند. حد فاصل جزیره پریم تا ساحل استان تعز یمن سه کیلومتر است که تنگه اسکندر نام دارد و حد فاصل این جزیره تا ساحل جیبوتی حدودا 25 کیلومتر است که دقه المایون نام دارد. نکته جالب توجه در باب این دو جزیره، استیلای سابق بریتانیا بر هر دو جزیره تا سال 1967 یعنی سال استقلال یمن جنوبی است که در این سال تحت حاکمیت یمن جنوبی در آمدند، هر دو جزیره، نقش استراتژیک در کنترل باب‌المندب دارند و امارات متحده در تلاش برای استیلا بر هر دو جزیره بوده است. سه‌قطری در سال 2016 توسط منصور هادی به مدت 99 سال به امارات اجاره داده شده و نیروهای امارات وارد این جزیره شدند و پریم نیز در سال 2008 شاهد تلاش امارات جهت نفوذ تحت عنوان طرح‌های عمرانی ازجمله پل سازی به جیبوتی بوده است. تحرکات نظامی امارات توسط بلک واتر در استان‌های ابین و حضرموت و توسط نیروی دریایی این کشور در استان تعز نیز عملا نیل به همان اهداف قبلی با ابزار جدید است.

می‌توان چنین نتیجه گرفت که امارات متحده عربی با ذخیره مالی انبوه خود، بحران یمن را فرصتی مغتنم در جهت اشغال، کشور گشایی، حضور در ساحل خلیج عدن و دریای سرخ و کنترل باب المندب برشمرده و نهایتا با توجه به ضعف فعلی کشورهای عربی به دنبال کسب جایگاهی ویژه به عنوان یک بازیگر نقش آفرین در مناقشات منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای است.

دکتر مانی محرابی

عضو هیات علمی اندیشکده روابط بین‌الملل