مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 1118779680850918367

مسابقه قرآنی 1447

پرسش مسابقه کتبی، تشریحی طرح در ارتباط با پیام‌های این جزء بوده و صندوق پستی1447ـ 16765 شبکه قرآن و معارف سیما آماده دریافت برداشت‌های مخاطبان گرامی خواهد بود.

شماره: 22 سوره مبارکه: معارج آیات مبارکه: 26 ـ 19

ریشه بسیاری از ناهنجاری‏ها، حرص و بخل است‏. نشانه حریص بودن دو چیز است: جَزَع به هنگام سختی و بُخل به هنگام کامیابی. انسان بسیار کم ظرفیّت است، با تماس با سختی فریاد می‏زند و بخل می‏ورزد. «هلوع» به معنای انسان بی‏صبر و حریص است.

خداوند در برخی آیات، آفرینش انسان را بهترین: «خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ» (تین، 4) و خود را بهترین خالق برشمرده است: «أَحْسَنُ الْخالِقِینَ» (مؤمنون، 14) امّا در این آیات، تصریح شده که انسان، حریص و بخیل آفریده شده است. این دو چگونه با یکدیگر قابل جمع است؟ در جواب باید گفت: در آفرینش انسان، امور متضاد قرار داده شده و این رمز تکامل است. نفس، انسان را به بدی سوق می‏دهد: «إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ» (یوسف، 53) ولی عقل، انسان را از آن باز می‏دارد: «نَهَی النَّفْسَ عَنِ الْهَوی‏» (نازعات، 40) و رشد انسان در انتخاب میان این تقابل‏هاست که به تربیت و تزکیه انسان می‌انجامد.

روایات زیادی درباره‌ حرص وارد شده است‏، به برخی دقت کنید: «حرص، رزق را زیاد نمی‏کند.»، «کسی که حرصش بیشتر باشد، خوار و ذلیل می‏شود.»، «چه بسا انسان حریص که حرصش او را بکشد.»، «حریص، هرگز بی‌نیاز نمی‏شود.»، «حرص، بستر رنج‏هاست.»، «حریص، به‌‌دلیل رسیدن به مال، عفت و حیا را کنار بگذارد.»، «حرص، انسان را در عیوب بسیاری قرار می‏دهد.»، «انسان حریص، آسایش و راحتی ندارد.»(مراجعه کنید به غررالحکم‏)

راه نجات از اخلاق ناپسند، مداومت به نماز است. طبع مادی انسان به سوی حرص و بخل میل دارد و نماز و یاد خدا آن را مهار می‏کند. انسان بدون نماز مضطرب است. آثار نماز در گرو مداومت بر آن است. بر اساس روایات، بهترین عمل آن است که ادامه داشته باشد. (مراجعه کنید به تفسیر نورالثقلین‏)

به گفته مفسران، آیه24 قبل از فریضه خمس و زکات نازل شد. از امام صادق(ع) درباره‏ «حَقٌّ مَعْلُومٌ» سؤال شد، فرمود: این حق غیر از زکات واجب است و مراد آن که خداوند به انسان ثروتی داده و او بخشی از آن را جدا کرده و با آن صله‏رحم می‏کند و مشقّت را از خویشان خود بر می‏دارد.بنابراین هلوع، جزع و بخل دارد، امّا مصلّی، نماز و انفاق دارد. نماز و رسیدگی به محرومان، پیوند ناگسستنی دارند. انفاق، تعدیل‌کننده روحیه حرص و بخل است. مؤمن و نمازگزار واقعی، خود را مالک همه دارایی‏های خود نمی‏داند و سهمی از آن را حق دیگران می‏داند. نیازمندان، در اموال توانگران حق دارند و شریکند. یادتان باشد در فقرزدایی تنها به ظاهر افراد ننگرید، گروهی از محرومان صورت خود را با سیلی سرخ نگه می‏دارند و سؤال نمی‏کنند. سعادت فرد، از سعادت جامعه جدا نیست. نیازمندی، شرط دریافت است، مؤمن باشد یا نباشد. در واقع دینِ جامع آن است که هم به مسائل اجتماعی توجّه کند و هم به مسائل اعتقادی.